كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
20
ده سفرنامه ( فارسى )
چهارصد عراده توپ در نقاط مختلف شهر مستقر شده ، كه در هر شليك چهارصد گلوله ، و اقلا رويهمرفته يكصد و شصت هزار گلوله در آن واحد به طرف دشمن خالى مىكردند ولى متأسفانه اين تيراندازيها ناشيانه و بدون نتيجه بود و مىتوان گفت كه با اين تيراندازىهاى بىثمر ، شايد چهار صد تن از افغانها هم به قتل نرسيده بودند . هنگامى كه افغانها به « گلونآباد » رسيدند يكى از مهندسين توپخانه ايران از « توپچىباشى » ( فرمانده توپخانه ) خواست كه از انگليسىهاى مقيم اصفهان سؤال شود كه آيا در اروپا توپى وجود دارد كه دوازده مايل برد داشته باشد و آيا تفنگ و مهماتى فعلا در اختيار دارند كه به گلونآباد حمل گردد ؟ وقتى كه مير محمود به وسيله جاسوسان خود از اين موضوع مطلع شد دانست كه شاه در اثر سوء سياست مشاورين خود نمىتواند به او صدمهاى وارد نمايد و از طرفى شهر هم روزبهروز در اثر مرگومير ضعيفتر و خالى از سكنه مىگرديد و احمد آقا همان خواجهاى كه آنها از او ترس و وحشت داشتند نيز مرده بود لذا قوتقلبى پيدا كردند و سنگرهاى خود را در كنار خيابانهاى اصفهان مستقر نمودند تا هرگونه كمك و يارى را به مدافعين شهر قطع نمايند . مير محمود ترديدى به خود راه نمىداد كه قحطى و گرسنگى سرانجام شهر را به سقوط خواهد كشانيد و به همين خاطر هم دو ماه تمام از حمله به شهر خوددارى نمود . و گاهى ايرانىهائى را كه به او تسليم شده بودند آزاد مىكرد ، و بعضى اوقات هم براى ايجاد رعب و وحشت آنها را به قتل مىرسانيد . ولى او هنوز براى بركنارى شاه و تسليم شهر در حال مذاكره بود و ظاهرا به اشاره شاه نيز با استعفا موافق بود . مير محمود عمدا مذاكرات خود را به درازا مىكشانيد تا هرچه